RECURRENT DONATION
Donate monthly to support
the NeculaiFantanaru.com project
ویژگی اساسی این کتاب در مقایسه با سایر کتاب های موجود در بازار در همان حوزه این است که از طریق مثال هایی شایستگی های ایده آل یک رهبر را توصیف می کند. من هرگز ادعا نکردم که تبدیل شدن به یک رهبر خوب آسان است، اما اگر مردم بخواهند...
من این کتاب را نوشتم که به روشی ساده توسعه شخصی را با رهبری مرتبط می کند، درست مانند یک پازل، جایی که شما باید تمام قطعات داده شده را مطابقت دهید تا تصویر کلی را دوباره ترکیب کنید.
هدف این کتاب این است که از طریق مثال های عینی اطلاعاتی را به شما ارائه دهد و به شما نشان دهد که چگونه می توانید این ظرفیت را به دست آورید که دیگران را از زاویه ای مشابه شما ببینند.
سعی کنید به معنای بالاتر زندگی، مطابق با تجربه کنونی که تصمیم می گیرد آینده خود را از طریق اراده قدرت بی نهایت تعیین کند. کادردیس به وضوح قدرت خود را از دست داد. Bastard Benedetto، که به من زخمی من را زخمی کرد، او فرار خواهد کرد، او با آخرین نفس خود را از دست داد. - هیچ کس فرار نخواهد کرد، من به شما می گویم. Benedetto نیز مجازات او را دریافت خواهد کرد. مثل شما، او عمیق درون خود را بذر خیانت می کند، زیرا مار زهر خود را درون آن حمل می کند. - پس از آن، شما نیز مجازات خواهد شد، Cadericalse. از آنجا که شما وظیفه خود را به عنوان یک کشیش انجام نداده اید. شما باید Benedetto را از کشتن من متوقف کنید. - من؟ گفت: مونت کریستو با یک لبخند که مرگ را وحشت زده کرد. من، برای جلوگیری از Benedetto از کشتن شما، در حال حاضر شما چاقو خود را به زره پوش که سینه من را پوشانده بود؟ بله، شاید اگر من شما را پیدا کرده ام فروتن و افتخار، من اجازه نمی دهم benedetto شما را بکشند. اما من دیدم شما متکبر و با خونریزی، و اجازه دهید اراده خدا را برآورده کند. رهبری: چه مهارت هایی باید خودمان را بدست آوریم، یا باید دیگران را به دست آوریم، به طوری که معنای ما به زندگی خودمان بر خدا اهمیت می دهیم؟ - من به خدا اعتقاد ندارم - Caderitionse و نه شما شما دروغ می گویید ... دروغ می گویی من توبه نمی کنم هیچ خدایی وجود ندارد، هیچ پراخوانی وجود ندارد، تنها شانس وجود دارد! - اما پدیده ای وجود دارد، و یک خدا وجود دارد، Monte-Cristo، که توسط لباس مقدس خود که هویت واقعی خود را مخفی کرده است، سایه می زند. و اثبات این است که شما در اینجا، دروغ گفتن در ناامیدی، انکار او. در حالی که من، که توسط شر شما دست نخواهی کردی که می خواستم به من تحمیل کنم، قبل از اینکه شما غنی، خوشحال، ناخوشایند، و پیوستن به دستان خود را با هم در برابر این خدا، که در آن شما سعی نکنید باور نکنید، در پایین شما قلب. - واقعا، واقعا پدر هستید؟ من متوجه شدم که من شما را ملاقات کردم، یک بار ... چرا شما اجازه دهید من بمیرم؟ - از آنجا که هیچ چیز نمی تواند شما را نجات دهد، Caderoorse، زیرا شما مجروح شده اید. اگر شما می توانستید نجات پیدا کنید، من در این مورد آخرین رحم خداوند دیده ام، و من قبر پدرم را قسم می خورم، من هنوز سعی کردم به شما زندگی و توبه خود را به شما بدهم. * رهبری: آیا شما بر اساس راه منحصر به فرد برای دیدن چیزهایی که از طریق یک فرم ارتباط با آنچه که شما نمی دانید، یا از طریق لنز آنچه که قبلا می دانید، انجام می دهید؟ همیشه مردی که قصد دارد حقیقت را نشان دهد که وجودش را تشکیل می دهد، خود را در رابطه با همه کسانی که ناشناخته است، می بیند، که او هنوز از آن آگاه نیست، اما تجربیات متعددی و متنوع را به خود اختصاص داده است. و تنها برخی از اینها برای تبدیل شدن به او اساسی هستند. و شاید این به همین دلیل است که اهمیت این حقایق که شخصیت انسان بر آن است، حقیقت مانند "من نه خدا" یا "هر گونه شرارت مجازات" است، به عنوان حاشیه قدردانی قدرت برای مقاومت در برابر وسوسه ها، مسئولیت ها و محاکمات مجاور به شرایطی که اغلب شما را از افزایش به ارتفاع پتانسیل یک مرد خوب، روحانی و عادلانه جلوگیری کرد. اولین ناشناخته خداست، که ما نمی بینیم، بنابراین ممکن است فکر کنیم که وجود ندارد. یکی دیگر از ناشناخته ها، معتدل است، که ما فقط در نظر می گیریم که ما در معرض مشکل هستیم. یکی دیگر از ناشناخته ها قدردانی یا احترام است، که ما به دلیل عدم وجود ارزش ها، عدم تفکر، عدم پیشرفت معنوی، تفسیر صحیح را ارائه نمی دهیم. بسیاری از این ناشناخته ها، همراه با سوالات بی پایان که به دنبال پاسخ های خود هستند، نشان دهنده پتانسیل "تاسف" تجربیات نسبی از گذشته است، بیان هایی از ایالت هایی که پس از یک لحظه ناامیدی یا سرگردان رفته اند، که شما را جدا کرده اید یا احساس می کنید به تنهایی برای لحظه ای اما ناشناخته های دیگر، اعمال شده توسط انواع مختلفی از عوامل محافظتی و سازمانی که ظاهرا موقعیت های زندگی استثنایی را مطرح کرده اند، که شما در غیر این صورت تجربه کرده اید، به شما در موقعیت مردی که ظاهرا به این معنی نیست، به شما نشان داده می شود دوره کلی چیزها، اما چه کسی، از دیدگاه فکری، توانایی نفوذ به انتهای جهان را دارد. کجا در این داستان هستید؟ توانایی افزایش بیش از آنچه که شما نمی دانید، متولد شده از تمایل به اطاعت از زنجیره ای که در نهایت منجر به آن دولت جدید و ممتاز شده است، که توسط برخی از "احیای معنوی" نامیده می شود، از تجربه زندگی ای که به طور همزمان روشن می شود، از بین می رود تاریک کردن اگر شما با توجه به شیوه ی منحصر به فرد دیدن چیزها، از طریق یک شکل از ارتباط با آنچه که شما نمی دانید، در شرایطی که باعث ایجاد خطر، با پتانسیل آشکار شده اید، تمرین می کنید، پس از آن از تجربه خروج از عادی پذیرفته شده توسط اعتقادات که همراه شما هستند و شما یک دلیل جدید را تجربه خواهید کرد: این موجود به عنوان اکو از معنای بالاتر زندگی است. در غیر این صورت، شما خودتان را به عنوان قربانی شرایط زندگی خواهید درک خواهید کرد. یکی از دانشکده های اساسی رهبر، هوش معنوی است که از طریق آن او عمل می کند و هماهنگ با تمام رویدادها (ظاهرا هرج و مرج، پوچ) در اطراف جبر جهانی است. در اینجا ما خدا را به عنوان نجات دهنده دنیای ناقص درک می کنیم، به طوری که به طور مداوم به خطا می پردازیم، و این خدا خواستار آزادی ما برای تصمیم گیری سرنوشت خود ما است، اما کسی که فاقد ایمان نیست، قطعا در یک دخمه پرپیچ و خم به نام "هرج و مرج" از دست خواهد رفت، زیرا هیچ چیز در زندگی او هماهنگی یک سرنوشت را قادر می سازد که بتواند از عقاید ذاتی دفاع کند. این دانشکده از این تداوم تجربه ای که توسط ایمان، نه از دانش و نه "توصیه ها" از لحاظ لحظه ای ارائه می شود، بنابراین از تجربه ای که از مداخله استدلال هایی که بالاتر از باورهای خود را در یک زمینه وجودی-دنیوی خود قرار می دهد، ارائه می دهد ، جایی که همه چیز پرداخت و پاداش، علل و اثرات آن است. رهبری عمدتا در مورد کنترل مهارت هایی است که در غیاب مداخله الهی در زندگی خود توسعه می دهید، یعنی با استفاده از اراده آزاد در سطح آنچه که به معنای واقعی "خودتان" است، در شرایط صعود غیر منتظره است. هوش معنوی، با توجه به تجربه کنونی که آینده خود را از طریق اراده قدرت بی نهایت تعیین می کند، به رهبر اختصاص داده می شود که به عنوان یک خدمتکار پراویدند تکامل یافته است، که ایمان را به سنگ بنای هدف و وجودش تبدیل کرده است. چنین مردی خود را "اتفاق می افتد" توسط ناامید کننده به طور نامنظم پذیرش نیروی یک مداخله نامحدود و برتر. * توجه داشته باشید:الکساندر دوما -تعداد مونت کریستو، انتشار جوانان، 1957.
Latest articles accessed by readers:
Donate via Paypal
RECURRENT DONATIONDonate monthly to support SINGLE DONATIONDonate the desired amount to support Donate by Bank TransferAccount Ron: RO34INGB0000999900448439
Open account at ING Bank
|
|||||||||||||
![]() |
|||||||||||||