RECURRENT DONATION
Donate monthly to support
the NeculaiFantanaru.com project
ویژگی اساسی این کتاب در مقایسه با سایر کتاب های موجود در بازار در همان حوزه این است که از طریق مثال هایی شایستگی های ایده آل یک رهبر را توصیف می کند. من هرگز ادعا نکردم که تبدیل شدن به یک رهبر خوب آسان است، اما اگر مردم بخواهند...
من این کتاب را نوشتم که به روشی ساده توسعه شخصی را با رهبری مرتبط می کند، درست مانند یک پازل، جایی که شما باید تمام قطعات داده شده را مطابقت دهید تا تصویر کلی را دوباره ترکیب کنید.
هدف این کتاب این است که از طریق مثال های عینی اطلاعاتی را به شما ارائه دهد و به شما نشان دهد که چگونه می توانید این ظرفیت را به دست آورید که دیگران را از زاویه ای مشابه شما ببینند.
با توجه به افکار متولد شده از تجربیات واقعی که فقط در ظاهر به نظر می رسد، دانش خود را از خود خود را به خود اختصاص دهید. به نظر می رسید یک قانون مخفی از زندگی من، وحشتناک توسط مقررات آن، اما قابل اجرا و به طور ضمنی توسط نفس من پذیرفته شده است. هر بار که جاده ای که من گرفتم، من را فراتر از اسرار طولانی، قدیمی و قابل توجه از کیمیاگری روح، باز کردن قلمرو، که خود به خود من هرگز جرأت نکردم آنها را شکست دهم. یک کل جهان، جدید، سخت به درک از نظر دو نوع روابط: مستقیم و غیر مستقیم، و از دو لینک: زمان و علت متولد شده است. جهان بیشتر و بیشتر هشدار می دهد، با صدور بهترین تحرک ها، با تولید امواج فرکانس بسیار بالا توسط یک فرستنده جمع آوری شده است. این به شبکه متصل به ادراکات، نمایندگی ها، روابط و واکنش ها متصل شد، که تقریبا به طور همزمان ظاهر شد. من نمی توانستم آنها را حذف کنم، حتی از سرعت آنها متوقف نمی شود. من در کابل های ولتاژ بالا از یک منبع ناپایدار انرژی به دام افتاده بودم. و غیر قابل مقاومت این یک جهان بود که به معنای واقعی نیست، مانند یکی از پارلمان پارلمان. در آن، من مجبور بودم کمی از همه را تجربه کنم، برای بررسی آنچه که تبدیل می شود و جایی که ممکن است منجر شود. این یک نوع کارگاه بود، زمینه ای از تجربه بود، که در آن شخصیت های جدید به طور مداوم موضوعات جدیدی را از دست دادند. آنها حقوق جدید، ویژگی های جدید و حالت های جدید ذهن را به دست می آورند که حالت مناسب یک فرد واقعی را مشخص می کند. من خودم را بهتر می شناسم بیشتر و بیشتر فتنه ها، بازی های پشتی، تعلیق، موضوعات پیچیده، روشن شدن، تبدیل به یک اسکریپت ویژگی طولانی، بیشتر یا کمتر خوش بینانه. درون یک "قصه ی بدون پایان". استفان کینگ یا ماریون زیمر برادلی من را فراتر از اندازه گیری می دانست، تلاش می کند چیزی را فراتر از دانش خود تصور کند. مانند برخی از مرگ و میر ساده که سعی می کنند جهان را تصور کنند. رهبری: آیا این فرصت برای کشف زمینه های جدیدی از پردازش اطلاعاتی است که شما در اختیار شما قرار می دهید، به شما اجازه می دهد جنبه هایی را که ارزش عناصر عقلانیت بی نظمی نوع را در ساخت یک واقعیت جدید تعریف کنید، تعریف کنید؟ درست همانطور که جادوگر اوز، با یک جفت قیچی یک سوراخ مربع کوچک را در سمت چپ سینه مرد قلع بریزید، در داخل یک قلب ابریشم کوچک قرار دهید، من یک علامت "تمایز دهنده" را برای هر شخصیتی که من ویژگی های منحصر به فرد را اختصاص دادم، متصل کردم ترانسفورماتور، برتر، با ارائه نقش پیچیده ای در موزاییک تغییرات، تعاملات، ارتباطات با گذشته، حال و آینده. با یک تلاش تک تخیل، من تمام حواس هایی را که در حرکت به نام "زندگی" حرکت می کنند بیدار می شوم. با تک تک لمسی جادویی، من فرم جدیدی را به نفس خود، یک زندگی اضافی و انرژی به ارمغان آوردم. یک راه عجیب برای ایجاد یک جهان. با یک شرط: مراقب باشید. من به عنوان یک مرد که مایل به لذت بردن از چشمان و روح خود را با دیدگاه های پانوراما با شکوه ترین شهر از دست داده و هرگز هزاران سال ندیده بودم، تقریبا هر چیزی را ندیده بودم. عقلانیت های بی نظیر از افشای تجربیات خود به تجربیات مختلف درگیر در انجام اقدامات بسیاری از چیزهای خاص از چندین زاویه حاصل می شود. به عبارت دیگر، آنچه شما در حال تلاش برای کشف در مورد خودتان هستید باید یک طرح تخیل باشد که می تواند واقعیت را تغییر دهد که شما تجربه می کنید. با جسارت از کوهنورد ماهر ماهر، من به سمت بالاتری نسبت به ابعاد بالاتر تبدیل شدم - کیمیاگری روح، خالص ترین شکل تحول ماده ای که انسان را تشکیل می دهد، کارخانه ای از آماده سازی های متقاعد کننده ای عالی است خزانه منجمد از بهترین حواس، بالاترین قله تسلط به خودتان است. من می خواستم دانش دقیق تر را بدست آورم؛ بیشتر از طبیعت بشر، برای داشتن داشتن منابع پنهانی، توسط تشخیص، حتی موقتا، مکانیسم هایی که فردیت انسانی را تعیین می کنند، به دست می آورند. با این وجود، بدون اجازه خود را به اراده خود، بدون غرق شدن بیش از حد عمیق به تاریکی آنها. من نمی خواستم خودم را از دست بدهم، زیرا آنها توسط آنها تغییر می کنند. با این حال، رهبری به معنای تحول است. و کیمیاگری روح، سخت تر از گرفتن Bastion، بیشترین آرزوات، که از طریق آن می خواهد تمام انگو انسان را تبدیل کند، تنها وسیله ای بود که می توان این تحول سریع را به دست آورد. حتی به سختی قابل اجرا بود. رهبری: آیا می توانید از یک ارتفاع بزرگ به زندگی خود نگاه کنید تا بتوانید معنای تکامل تعیین شده توسط شدت تعیین شده را که به وسیله ابزارهای بیان یک تصویر که به معنای طراحی شده در فضای باز است، را تغییر دهید منطقه را تایپ کنید؟ رهبری، موتور واقعی عملکرد، نه این که "فعالیت تجاری" اجرای یک تغییر موقت فقط برای اطمینان از موقعیت بالایی خاص، اولویت واقعیت یک واقعیت عینی در مورد خود انسان است. برای همه چیز که او اختراع کرد، همه چیز به او برخی از بیانگر، یک مقام خاص، پیش بینی شده است و منعکس شده است در نمایندگی که در مورد زندگی، به واقعیت قابل لمس گزارش شده است. با این حال، به میزان بیشتر یا کمتر نیز در خود از کسانی که منجر شده اند. آنچه که من می خواهم بگویم، در کلمات ساده تر، این است که رهبری یک نوع خاص از ارزش ها، یک افق کامل از دیدگاه ها، ادراکات، نمایندگی ها، روابط و واکنش ها را فراهم می کند، به توسعه خود اجازه می دهد. هنر خود کشف، به این معنی است که مخالفت بین آنچه که عمیق است و آنچه که بین آنچه شما و آنچه شما می خواهید نیست. و این کشف شده است، آموخته شده است، و تنها با رضایت خود را استفاده می شود. در عمل دانش، در این نوع ستون فقرات که به طور مداوم از رهبری شما حمایت می کند، اندام های آن به طور صحیح به شخصیتی که شما را تعریف می کنند، به طور صحیح ثابت می شود، خود قابل اعتماد ترین واقعیت را که برای مدیریت و هماهنگی برنامه ریزی کرده اید، برآورده می کند. رهبری "ارزان" می شود زمانی که خود یک تابع غیر ضروری را انجام می دهد، مانند یک دوربین دیجیتال که توسط بسیاری از تنظیمات مسدود شده است، که هدف ندارند. برای خود، فردیت خود را توسعه می دهد، به دست آوردن یک فرم خاص، در میزان تلاش شخصی شما، به سمت کمال. فضای باز یک فرایند متمایز از پردازش اطلاعات است و استفاده از آن تمرکز بر گسترش ادراکات واقعیتی به کار هنری به نام "روح جهان"، که از آن جدید ظاهر می شود، تمرکز دارد. خزانه غیرقانونی از بهترین حواسآیا میراث درونی هر یک از ما است که ما به دست آوردیم، کل زندگی ما را به دست آوردیم و افزایش یافتیم، و می توانیم به طور خاص به رهبری ما کمک کنیم. رهبری اجرایی نه تنها به رهبر، بلکه همچنین افراد دیگر بستگی دارد. این بستگی به میراث داخلی هر کس دارد. کشف و کشف مرد و خود خود را، و در برخی موارد ممکن است بگویید: "این مرد را ببین". و بنابراین شما به راحتی می توانید مردم را به سه دسته تقسیم کنید: کسانی که به شما کمک می کنند و با شما، آنها، بی تفاوت و غیر قابل انکار، و کسانی که نمی خواهند یا نمی توانند خود را تغییر دهند و شما را تغییر دهند و شما را تغییر دهند.
Latest articles accessed by readers:
Donate via Paypal
RECURRENT DONATIONDonate monthly to support SINGLE DONATIONDonate the desired amount to support Donate by Bank TransferAccount Ron: RO34INGB0000999900448439
Open account at ING Bank
|
|||||||||||||
![]() |
|||||||||||||