RECURRENT DONATION
Donate monthly to support
the NeculaiFantanaru.com project
ویژگی اساسی این کتاب در مقایسه با سایر کتاب های موجود در بازار در همان حوزه این است که از طریق مثال هایی شایستگی های ایده آل یک رهبر را توصیف می کند. من هرگز ادعا نکردم که تبدیل شدن به یک رهبر خوب آسان است، اما اگر مردم بخواهند...
من این کتاب را نوشتم که به روشی ساده توسعه شخصی را با رهبری مرتبط می کند، درست مانند یک پازل، جایی که شما باید تمام قطعات داده شده را مطابقت دهید تا تصویر کلی را دوباره ترکیب کنید.
هدف این کتاب این است که از طریق مثال های عینی اطلاعاتی را به شما ارائه دهد و به شما نشان دهد که چگونه می توانید این ظرفیت را به دست آورید که دیگران را از زاویه ای مشابه شما ببینند.
نحوه برخورد با واقعیت دیگران، می تواند دنیای درونی خود را از بین ببرد یا تخریب کند. یک صحنه از فیلم "هیچ کشوری برای مردان قدیمی (2007)"آنتون چیگور، قاتل سرماخوردگی، در ایستگاه گاز، جایی در وسط بیابان متوقف می شود. او نوعی از مردی بود که برای اخلاق خاصی اهمیت نداده است، اما به آرایش همه چیز در این زمینه اعتقاد داشت جهان؛ یک نیروی مسالمت آمیز، سرگردان که تهدید می کند همه را به لعنت محکوم کند. او تمایل به درمان افراد با اقتدار داشت که همه آنها خیلی بد بود. به شیوه ای مودبانه، پیرمرد از شمارنده، در حالی که محاسبه قیمت بنزین، تلاش می کند تا گفتگو با Chigurh، خارجی را ادامه دهد. اشتباه مرگبار چنین شخصیتی از ویکتور هوگو، هیچ آینده خاصی به نظر نمی رسید منتظر او بود. بدون جوانه جاه طلبی، نه بیشتر به شکوفه در سایه خود جرات. او به طور داوطلبانه قبرش را حفاری کرده است. Chigurh از جیب خود یک سکه از بیست و پنج سنت خارج شد و آن را پرتاب کرد، و آن را به چرخش در نور سرد و آبی از لامپ فلورسنت از بالا. او آن را گرفت و آن را در پشت ساعد کاهش داد. او گفت: "انتخاب کنید." پیرمرد به عنوان یک مرد که در داماد سرنوشت بی رحمانه گرفتار شد، مشتاقانه پاسخ داد: "من چیزی را در معرض خطر قرار ندادم." "بله، شما آن را قرار داده اید. شما زندگی خود را در معرض خطر قرار دهید. فقط این که شما آن را نمی فهمید." "هیچ منطقی وجود ندارد که شما می گویند، آقای." "انتخاب کنید ! " مرگ ناامید کننده است! پیرمرد در مقابل یک فرایند موجود قرار داد. رویارویی بین انکار و پذیرش، بین مرگ و زندگی، بین بی رحم و شانس. پاسخ قطعی به آب و هوای ناامنی که ناگهان بیدار شد. مثل اینکه تمام نیروهای سرنوشت علیه او متحد شوند.Creed in STOP! یک سردرگمی غیر قابل درک، مانند یک شبکه پیچیده کابل های متصل به ژنراتور خود. مانند اینکه از او خواسته شد که بخواهد یک صلیب بزرگ را در پشت خود حمل کند، یک مبارزه، احتمالا برای مدت زمان طولانی با خود، خالی از یک رول تک تاس تاسیس شد. چقدر ذهن برای یک مرد طول می کشد تا زندگی خود را به گونه ای در خدمت خلوت قرار دهد؟ "خوب. سپس سر." رهبری: آیا شما تمایز بین "اراده آزاد" و "پروانه وحشتناک فکر" را مطرح کردید؟ راهی که شما به درک واقعیت ها کمک می کنید، نشان می دهد که حلقه مسئولیتی که شما را احاطه کرده است، شما را از بین می برد و شما را از طریق جدایی از آشفتگی جهان به حالت صلح کامل می کشد. یا برعکس، به ترتیب شما را به حالت بیگانگی خود می کشد تا بتوانید خود را به عنوان فکر نکنید که خودتان را می بینید. در لحظه ای از تجربه های مختلف زندگی، شما از آن فرد آگاه تر می شوید که تجربیات حساسیت، ضعف و بی نظمی را تجربه می کند که به معنی آرزوی روح انسان نسبت به آنچه درست است، خوب و زیبا است. Ego، که به نوبه خود ویژگی های، باورها، ساختار ذهنی و عاطفی خود را برجسته می کند. یا، به عنوان کسی که گفت، شما خالق واقعیت خود را، توسط افکار که شما با هم به منظور تشکیل تصویر کلی، که پس از، از طریق مشاهده، شما فیزیکی آن را تحقق بخشید. آزادی اراده ممکن است ما را باور کنیم که پایان وجود ما به عنوان موجودات آزاد، با وجدان تأمین می شود، یک بار گذشت، یک بار با تصمیم به جدا کردن ما از باورهای ما به نفع پذیرش تصمیمات دیگران، بیشتر مدیران اقتدارگرا و بهتر از مبارزات انتخاب واقعیت عینی. از طریق همه چیز که ما هستیم و در حال گذار به سمت یک مرحله بیشتر از بلوغ، از طریق دلیل و احساسات ما، ما از تأثیر ما بر آنچه که ما را احاطه کرده ایم و آنچه که ما از دیگران به دست می آوریم، آگاهیم. هنگامی که ما از افکار ما آگاه هستیم، آزاد می شویم و آنها را تحت کنترل نگه داریم. این مسئولیت آنچه را که ما در واقعیت ما ایجاد می کنیم، زمانی که ما تصمیم گیری را انتخاب می کنیم. ویکتور هوگو در مطالعه هیجان انگیز درباره شکسپیر، زیبا گفت: "هر مرد در او پاتموس خود را دارد. او آزاد است که در کنار آن قرار گیرد یا نه، از این تفکر ترسناک، از اجلاس سران که عمق تاریکی قابل مشاهده است." در این مورد "پروانه ترس از اندیشه که از اجلاس آن، عمق تاریکی، قابل مشاهده است، دقیقا به محدودیت آزادی اراده اشاره دارد. این شکاف بین جهان درونی و بیرونی ما به نفع شخص دیگری است. این بی اعتمادی است که از اعتقادات ما بوجود می آید، که آزادی انتخاب ما را محدود می کند، ما را محدود می کند و ما را به بردگان مطلق یک واقعیت خارجی و بیش از حد تهاجمی تبدیل می کند. این نتیجه یک مبارزه است، احتمالا به مدت طولانی با خودمان تاسیس شده است. خالی از یک پرتاب تک تاس. رویارویی بین انکار و پذیرش، بین بی رحم و شانس. چقدر ذهن ما باید به این ترتیب زندگی خود را در زندگی عمر خالی قرار دهیم؟ رهبری: آیا از شما خواسته شده است که سرزنش کنید که به شما تعلق ندارد؟ ما خودمان را در تله خودمان می گیریم، گمراه شده توسط این دولت به احساس شکست، نابود شده، و از دست دادن یک عقاب کور به دنبال شکار او. مانند آزادی روح، ذهنیت، نگرش، در فرماندهی عالی. نتیجه پاسخ قطعی به آب و هوای ناامنی که در آن ما ناگهان بیدار می شویم. به طوری که تمام نیروهای سرنوشت علیه ما متحد شوند، ما از مسیر درست به نفع چیز دیگری، اشتباه و ناامن حرکت می کنیم - خروج از آزادی که ما واقعا هستیم. برای ارتباط با واقعیت افرادی که نمی توانند به خوبی ایده برابری را تحمل کنند، هماهنگ کردن با آنها در سطح روانی و عاطفی از طریق یک نگرش شکست خورده، به این معنی است که کسی می خواهد یک خطا را که به ما تعلق ندارد، و برای همیشه با آن زندگی کنید گسل که به طور خودکار ما را جدا می کند، محدود کردن تمام حقوق و آزادی های ما، قوانین دیگر ایالات متحده، حقوق و سایر بدهی های دیگر را اعمال می کند. مشکل اصلی مردی که در معرض شک و تردید قرار گرفته است، به برخی از نتیجه گیری های امن تر از نظر حمایت از همبستگی شما نسبت به استدلال قوی تر که می داند به خود در ارتباط با ویژگی های مرجع خود و استفاده از آنها برای اهداف خود، به برخی از نتایج امن تر برسیم. برای جلوگیری از آگاهی از آگاهی پر از پشیمانی و گناه، به معنای نزدیک شدن به بخشی از خودتان است که هنوز هم توسط یکی از متجاوزان صدمه دیده است: پذیرش یک موجود محدود است. تلاش برای نزدیک شدن به سطح بالاتری از آگاهی، یک سفر بی پایان در جستجوی حقیقت درونی، بالاترین فضایل است که شما را بازماندگان پدیده ای به نام "اراده آزاد" یا کارشناسی ارشد بازی ذهنی می سازد. زندگی یک پیرمرد در خدمت خالی بودن قرار داردطرف تاریکی واقعیت را تعیین می کند، که ما را در امتداد تحولات که ما تجربه می کنیم هدایت می کند. نوعی پاسخ به آنچه اتفاق می افتد زمانی که ما قبول می کنیم که جهان خارج از جهان درونی ما در ماتریس خطر غالب است. خداوند گفت: خداوند ما را تا حد ممکن ایجاد کرد. آزادی، این قدرت بودن راهنمای، این دانشکده شایستگی، می خواهد مردی که خود را بهبود بخشد ... با حداکثر رساندن توانایی های خود به آنچه که او در واقع، تحت چارچوب آزادی اراده است. نحوه برخورد با واقعیت دیگران، می تواند دنیای درونی خود را از بین ببرد یا تخریب کند.
Latest articles accessed by readers:
Donate via Paypal
RECURRENT DONATIONDonate monthly to support SINGLE DONATIONDonate the desired amount to support Donate by Bank TransferAccount Ron: RO34INGB0000999900448439
Open account at ING Bank
|
|||||||||||||
![]() |
|||||||||||||